اِمرو فِــرَه زُقُمــَه . یعنی امروز خیلی سرد است. چون زیر پای آریاییان مهاجر یخ بسته بود به زیر پای خود « زمین » گفتند . زمستان نیز یعنی سردستان . زمهریر که در قرآن آمده و برخی از قرآن پژوهان در شناخت ریشه این کلمه سردرگم شده اند ریشه فارسی کهن دارد نه عربی . « زم+ هریر» یعنی « سرما آور» . سمیرم اصفهان نیز خنک تر از دیگرجاهای اصفهان است و می بینیم که با پیشوند «سِم » آغاز شده است . تهران یعنی دامنه گرم در مقابل شمران که دامنه سرد است . در فارسی کهن پیشوندهای « ته ، قَه و جَه » برای جاهای گرم و پیشوندهای « شِم ، سِم ، زِم » برای جاهای سرد بوده است . مانند واژه های زمهریر : سرما آور / زمستان: سردستان / زمین : چون زیر پای آریاییان یخ بسته بود آن را زمین نامیدند. شهر سِمیرم نیز سرد است . جهرم و قهاوند نیز گرمند. 2- برخی دگر تهران را دگرگون شده «تهرام» به معنای جای گرمسیر دانسته‌اند ، در مقابل شمیرام یا شمیران که جای سردسیر است . 3- برخی بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می‌شود در میان کوه‌های اطراف، گود به نظر می‌رسید و بدین سبب « تَـهِ ران» نامیده شد. 4- برخی تهران را ( تَــهِ ران ) می دانند چون در گذشته به هنگام حمله دزدان و دشمنان ، مردم به انتهای خانه های همچو غارشان ( زیر زمینها ) پناه می بردند .( جواهر کلام، عبدالعزیز . تاریخ تهران . صفحه 24) 5- مهرالزمان نوبان صاحب نظر در ریشه نام شهرها و روستاها می گوید : برخی گفته اند در گذشته دور تیره ای از خاندان طاهری خراسان در اینجا زندگی میکردند . از این رو به این شهر « طاهِران » گفتند .( وجه تسمیه شهرها و روستاهای ایران . صفحه 49 ) طرفداران این نظریه می گویند « طاهران » بعدها به « طِهران » تبدیل شد . 6- حسین کریمان در کتاب قصران می نویسد : تهران در اصل گِهران بوده به معنی جای گرم . ( گِه : گرم + ران : جا ) در برابرِ شِمیران که جای سرد است . شِم و سِم به معنی سرد است و شمیران و سِمیرُم به معنی جای سرد است . تبدیل «گ» در « گِهران » به « ت » در گویش مردم قصران و آبادیهای پیرامون طبیعی است . همان گونه که « گِل » را « تیل » یا « تِوِل » تلفّظ می کنند . ( ( قصران . جلد اوّل . صفحه 56 و 57 ) تهران پیش از اسلام نیز وجود داشت اما پس از اسلام نام آن معرَّب شد و از تهران به طهران تبدیل شد. اما جغرافی دانان نامی آن روزگار نیز به املای تهران اشاره نموده‌اند. هم‌زمان با جنبش مشروطه که تغییرات زیادی در ادبیات و نگارش زبان فارسی به وجود آمد، کم کم املای تهران رواج یافت و پس از تاسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و تاکید آن بر املای تهران، املای دیگر (طهران) کنار نهاده شد. دانشنامه جهان اسلام در باره نام تهران چنین آورده است : نگارش‌ نام‌ این‌ شهر به‌صورت‌ « طهران‌ » ، از نخستین‌ نوشته‌هایی‌ كه‌ در باره‌ تهران‌ و تهرانی‌ در دست‌ داریم‌ تا همین‌ سالهای‌ اخیر، رایج‌ بود، زیرا جغرافی‌نویسان‌ و سایر مؤلفان‌ كه‌ به‌ زبان‌ عربی‌ می‌نوشتند اغلب‌ نامهای‌ ایرانی‌ را كه‌ با ت‌ آغاز می‌شد با « ط‌ » ضبط‌ كرده‌ بودند ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ اول‌، ج‌ 8، ص‌ 713). یاقوت‌ حموی‌ (ج‌ 3، ص‌ 564) با اینكه‌ طهران‌ را به‌ كار برده‌، این‌ كلمه‌ را عجمی‌ دانسته‌ و متذكر شده‌ است‌ كه‌ اهالی‌ آنجا، آن‌ را تهران‌ می‌گویند، چون‌ در زبان‌ آنها ط‌ وجود ندارد. در آثار مورخان‌ و جغرافیدانان‌ و لغت‌شناسان‌، تا دوره‌ رضاشاه‌ پهلوی‌ (حك : 1304ـ1320 ش‌)، بیشتر واژه‌ طهران‌ متداول‌ بود. فرهاد میرزا قاجار (معتمدالدوله‌، متوفی‌ 1305) نیز در كتاب‌ جام‌جم‌ (ص‌460) تهران‌ را با ط‌ آورده‌ است‌، اما علی‌قلی‌میرزا اعتضادالسلطنه‌، كه‌ در 1270 وزیر علوم‌ ناصرالدین‌ شاه‌ شد، نگارش‌ واژه‌ تهران‌ را با ت‌ ترجیح‌ داد (اعتمادالسلطنه‌، 1367ـ 1368 ش‌، ج‌ 1، ص‌ 824 ـ 825). در متن‌ قانون‌ اساسی‌ مشروطه‌ (14 ذیقعده‌ 1324) و متمم‌ آن‌ (29 شعبان‌ 1325) طهران‌ به‌ كار رفته‌ است‌. جمال‌زاده‌ (ص‌ 8 ـ10) هم‌ در 1339 طهران‌ نوشته‌ و با اینكه‌ در دوره‌ رضاشاه‌ املای‌ تهران‌ رسمیت‌ یافت‌، تا مدتها برخی‌ نویسندگان‌ طهران‌ می‌نوشتند، مثلاً در لغت‌نامه‌ دهخدا اطلاعات‌ در باره‌ تهران‌ ذیل‌ « طهران‌ » آمده‌ است‌. با اینكه‌ تلاشهای‌ زبان‌شناسی چندی‌ در باره‌ ریشه‌ واژه‌ تهران‌ صورت‌ گرفته‌، ریشه‌ و معنای‌ آن‌ چندان‌ روشن‌ نیست‌. كسروی‌ (1335 ش‌، ص‌ 16ـ 18؛ همو، 1378 ش‌، ص‌212ـ 213، 215، 219) تهران‌ را به‌ معنای‌ «جایگاه‌ و سرزمین‌ گرم‌« و مركّب‌ از دو جزء ته‌ (گرم‌) و ران‌ (جا) دانسته‌ و روی‌ هم‌ رفته‌ آن‌ را «گرمگاه‌« معنا كرده‌ است‌. وی‌ (1335 ش‌، ص‌ 9ـ 15؛ همو، 1378ش‌، ص‌205، 212ـ216) شمیران‌ را نیز به‌ معنای‌ « جایگاه‌ و سرزمین‌ سرد» ، مركّب‌ از دو جزء شمی‌ (سرد) و ران‌ (جا)، دانسته‌ و روی‌ هم‌ رفته‌ آن‌ را «سردگاه‌« معنا كرده‌ است‌؛ به‌ نوشته‌ او شمیران‌ تابستانگاه‌ تهرانیان‌ است‌، اما شهریار عدل‌ (ص‌ 14ـ 15) نظر كسروی‌ را در باره‌ بخش‌ اول‌ این‌ نام ها نپذیرفته‌ است‌. تا حمله‌ مغول‌ (سده‌ هفتم‌)، هنوز تهران‌ به‌ صورت‌ قریه‌ بود و برپایه‌ اسناد تاریخی‌، دیه‌های‌ دولاب‌ و تجریش‌ و ونك‌ از تهران‌ مشهورتر بودند... آقامحمدخان‌قاجار تهران‌ را به‌ عنوان‌ پایتخت‌ انتخاب‌ كرد و در 11 جمادی‌الاولی‌ 1200، در تهران‌ جلوس‌ كرد .